
اسلام درآفريقا همواره با مشکلات عديدهای دست به گريبان بوده است، اما بزرگترين چالشی که آينده اسلام را در اين قاره با تهديد جدی مواجه ساخته است فعاليتهای تبليغاتی مسيحيت میباشد. به جرأت میتوان گفت که امروزه آفريقا با طوفانی خطرناک به نام موج تبليغات تبشيری (مسيحی) روبرو است که اگر تدابير لازمی برای جلوگيری و مبارزه با آن در نظر گرفته نشود ممکن است با گذشتن از صحراهای سوزان، درهها و کوهها، سرتاسر آفريقا را دربرگيرد.
موسسات و مدارس آموزشی
در دوران سلطه استعمارگران بر آفريقا مراکز مسيحی با پشتيبانی دولتهای استعماری، نظام آموزشی اين کشور را بطور صددرصد در اختيار داشتند. آنان هر کاری برای تحت فشار قرار دادن مسلمانان انجام میدادند تا مسلمانان را وادار کنند به دين مسيحيت بپيوندند. در مدارس و مراکز آموزشی آفريقا دين مسيحيت جزو مواد اصلی دروس به شمار میرفت. علاوه بر اين حضور دانشآموزان در کليسا در روزهای يکشنبه الزامی بود و آنان بايد همه روزه به روش مسيحيان نماز میخواندند. تعميد شرط قبوليت در مدارس بود. اين امر موجب شده بود تا نخبگان سياسی آفريقا از ميان دو نسل استقلالطلب و دانشگاهی که هر دو پيروان دين مسيحيت گشته و اگر پيرو اين دين نبودند متاثر از مراکز مسيحيت بوده و وجود اين مراکز را در کشور خود نه تنها خطری برای ملت خود نمیدانستند بلکه از آن حمايت میکردند.
بعد از استقلال آفريقا در برخی از کشورها نظام آموزشی ملی شد اما نظام آموزشی در برخی از کشورها برای بقا مجبور بودند تا خود را به مبلغان مسيحی بسپارند؛ در نتيجه برای ايجاد مدارس جديد و اداره آن بوسيله مسيحيان به توافق رسيدند. از سوی ديگر اين مراکز اقدام به ايجاد مدارس خصوصی کردند، اما در مجموع تغيير چندانی در نظام آموزشی آفريقا بوجود نيامد. مدارسی که از از سوی مراکز مسيحی اداره میشوند همچنان بهترين مدارس آفريقا شناخته شده و نخبگان سياسی و اقتصادی کشور فرزندانشان را برای تحصيل به اين مدارس میفرستند و اين در حالی است که گردانندگان اين مدارس همچنان به دنبال هدف اصلی خود يعنی مسيحی کردن فرزندان مسلمانان هستند.
مسئلهای که در واقع هشداری است برای جهان اسلام، اهداف بلند مدت مسيحيت در اين قاره است. هدف مسيحيت در سه طرح برنامهريزی شده است:
طرح اول:
دور کردن فرزندان مسلمان از فرهنگ و باورهای اسلامی و سوق دادن آنها بسوی فرهنگ مسيحيت.
طرح دوم:
از آنجايی که رابطه گذشتکان با فرزندانشان از حقايق و ارزشهای واقعی اسلام تبديل به اسم و رسم شده و رفتهرفته مرعوب فرهنگ غربی گشته و آن را به فرزندانشان منتقل کردند، مبلغان مسيحی فرصت را غنيمت شمرده و به فکر بیدين کردن جوانان برآمدند.
طرح سوم:
ايجاد اجتماعی کاملا مسيحی از نسل سوم اين جامعه که در واقع هيچگونه رابطهای با دين اسلام برای آنان باقی نمانده است.
همانگونه که ملاحظه فرموديد مسيحيت کاملا نظام آموزشی جوانان مسلمان را تهديد کرده و در واقع هشداری جدی برای جامعه آفريقا است.
امروز علمای اسلام بايد فکری اساسی برای اين فاجعه که در حال فراگير شدن آن در کل قاره آفريقا است، و بعيد نيست که کل جهان را دربرگيرد، بکنند.





