Home مقالات سیرت صحابه و پیامبر (ص) معرفی چند کتاب در مورد حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه

معرفی چند کتاب در مورد حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه

پست الكترونيكي چاپ
ابوبکر شخصیتی است که عظمت او هر انسان اندیشمندی را در شگفتی و حیرت فرو میبرد و هر اندازه فهم بشر در شناخت حقایق بیشتر رونق گیرد و بر مسائل حل ناشده و رازهای ناگشوده بیشتر آگاهی یابد، عظمتش وسیعتر و وسیعتر آشکار شده و امتیازات و خصائصش بیشتر و فراوانتر نمایان میگردد.  
    
سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که شالوده آفرینش خود را بر پایه محبّت استوار ساخت و عشق و محبّت را خمیر مایه بقاء کائنات قرار داد.
بیگمان ساده ترین و مطمئن ترین و همگانیترین راه شناخت یک مذهب و یافتن ارزشهای فکری و توفیقات انسانی و عملی آن و برتری آن بر مذاهب مشابه، اینست که نمونه های تربیتی و انسانییی را که ساخته و پرورده است، و به تاریخ و انسان معرّفی کرده است، بشناسیم و آنان را با تربیت یافتگان نمونه مکاتب مذهبی یا فلسفی یا اجتماعی دیگر مقایسه کنیم و آنگاه به یک قضاوت روشن و استواری برسیم. و به ضرس قاطع میتوان گفت که ابوبکر صدّیق، این اعجوبه شگفت انگیز تاریخ، پس از شخص پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وصحبه) والاترین و اصیلترین نمونه ای است که دین مبین اسلام به تاریخ بشریت ارائه داده است.
ابوبکر شخصیتی است که عظمت او هر انسان اندیشمندی را در شگفتی و حیرت فرو میبرد و هر اندازه فهم بشر در شناخت حقایق بیشتر رونق گیرد و بر مسائل حل ناشده و رازهای ناگشوده بیشتر آگاهی یابد، عظمتش وسیعتر و وسیعتر آشکار شده و امتیازات و خصائصش بیشتر و فراوانتر نمایان میگردد. اگر صفحات تاریخ را مطالعه کنید، این حقیقت مسلّم را در مییابید که در میان شخصیتهای بزرگ، کمتر کسی را میتوان یافت که همچون او کلّیه صفات و امتیازات و خصائصی را که برای یک «انسان کامل» متصوّر میشود، در خود جمع داشته باشد. تاریخ، ابوبکر را دانشمندی بزرگ، عارفی روشن ضمیر، شاعری فصیح، خلیفه ای دادگستر و سیاستمداری قدرتمند معرّفی میکند. در عدل و دادگری بی همتا، در خلوص و طهارت بی نظیر، در تواضع و اخلاق بی قرین، در بخشش و سخاوت منفرد، و در علم و دانش یگانه عصر بود. به خدمت و یاری دادن ضعفا و دردمندان، مخصوصاً به صورت مکتوم و پنهانی علاقه وافری داشت. زهد و ساده زیستی او را در حیات کمتر کسی از حکام تاریخ میتوان یافت و با وجود طبع بسیار ملایم و لطیف و روحیه عاطفی که از ویژگیهای بارز وی بود، ایمان استوار و اراده پولادین او کوهها را تکان میداد و تصمیمات او سرنوشت تاریخ را رقم میزد. شخصیت انسانی مانند صدّیق اکبر را خصوصیاتی بود که وی را نشانه قدرت بالغه و توانایی بدیع و شگفت انگیز پروردگار جهانیان قرار داد.
در عالم نویسندگی، دشوارترین کارها نمودن سیمای مردانی است که دستگاه آفرینش ایشان را هزاران بار از مردم عادّی بالاتر و والاتر ساخته است. و نویسنده ای که میخواهد خصال و صفات انسان بزرگ و خارق العاده ای را در دفتری محدود گرد آورد و آنرا چنان به هم بفشرد که در صحایفی معدود به پایان رسد و خواننده مجال پیمودن آنرا داشته باشد، کاری بس مشکل در پیش رو دارد. اصولاً آنچه به معنویت برمیگردد، قابل نگارش نیست و آنچه میتوان نوشت، توصیف آثار و جلوه های ظاهری آن است.
یکی از انتقادات عمده ای که در طول مدّت تحقیق با آن مواجه بوده ام، این بود که در آستانه قرن بیست و یکم و عصر تکنولوژی و اطّلاعات، تحقیق و بررسی پیرامون وقایعی که هزاران سال پیش اتّفاق افتاده و رفتار و گفتار انسانهایی که قرنهاست استخوانهای آنها پوسیده و به خاک تبدیل شده است، چه لزومی دارد و این کار با همه وقت و هزینهای که صرف آن میشود، چه منفعتی برای ما خواهد داشت؟!
در پاسخ به کسانی که چنین عقیدهای دارند، باید گفت اوّلاً مطالعه داستان زندگی پیشینیان، به ویژه کسانی که به نحوی در سرنوشت بشر و شکل گیری تاریخ مؤثّر بوده اند، آدمی را به افقهای ذهنی گسترده تری رهنمون میگردد و بیگمان علم تاریخ با سایر علوم انسانی رابطه و وابستگی تنگاتنگی دارد و مطالعه عمیق و تحلیلی تاریخ، آدمی را با سایر علوم انسانی همچون سیاست، اقتصاد، جغرافیا، جامعه شناسی و مردم شناسی آشنا میکند. در حقیقت علم تاریخ عبارت است از تجربیاتی که نوع بشر در طول هزاران سال زندگانی خود بر روی کره خاکی به دست آورده و آنرا همچون گنجینهای برای آیندگان بر جای نهاده است. لذا دانش تاریخ نیز از چند دهه قبل به این سو جدّیتر گرفته شده و همگام با سایر علوم رشد و پیشرفت چشمگیری داشته است.
ثانیاً فایده پژوهش در مورد زندگانی بزرگان ادیان و پیشوایان مذاهب، منحصر به جنبه علمی و تاریخی آن نبوده و از لحاظ دیگری نیز حائز اهمیت است. میدانیم که معیارهای اخلاقی و انسانی به سبب فطری بودن، با گذشت زمان تغییری نمیکنند و هرگز کهنه نمیشوند. همان گونه که در دهها قرن پیش، صفاتی چون انسان دوستی، سخاوت، آزادگی، ایثار، حسن اخلاق و پاکدامنی به عنوان ارزش، و خصالی همانند خودخواهی، خیانت، بخل و حسد، استثمارگری و بی عفّتی به عنوان ضدّ ارزش شناخته میشدند، امروز نیز چنین است و در صدها قرن آینده نیز به همین گونه خواهد بود. لذا مطالعه زندگینامه مردانی که در کسب فضائل و ترک رذائل به کمال رسیده یا نزدیک به کمال بوده اند، مربوط به هر دورانی که باشد، میتواند بعنوان بهترین اسوه و الگو برای ما قرار گیرد و ما را در داشتن زندگی سالمتر، اخلاق نیکوتر و روابط اجتماعی بهتر یاری نماید.
آلکسیس کارل میگوید: «در زندگی مردان بزرگ تاریخ، یک ذخیره تمام نشدنی از انرژی معنوی وجود دارد. این مردان چون کوههایی در میان دشت سر به اوج کشیده اند و به ما نشان میدهند که تا کجا میتوانیم بالا برویم و چقدر هدفی که طبیعتاً شعور انسانی به آن متمایل است، عالی است. فقط چنین مردانی میتوانند برای زندگی درونی ما غذای معنوی مورد نیازش را تهیه کنند.»
مسئله دیگر که برخی بدان اعتقاد دارند، لزوم جاودانه نگهداشتن نام و یاد مردانی است که در طریق مقدّس خدمت به بشریت گامهایی برداشته اند. این بزرگان با زحمات و مشقّتهایی که در این راه متحمّل شده اند، مسلّماً ارزش آن را دارند که مقداری وقت و هزینه صرف شناختن و شناساندن آنان گردد. اگر چه زنده ماندن نام و یاد این اشخاص منفعتی برای آنان نخواهد داشت، ولی میتواند نشان دهنده علاقه و پایبندی ما به اندیشه ها و اهداف و آرمانهایی باشد که ایشان در سر داشته و برای آن میکوشیده اند.
چهارم اینکه ما معتقدیم دین مقدّس اسلام از آنجا که با فطرت انسانی سازگار است، ذاتاً خاصیت جذب کنندگی دارد ،با تأمّل در این مطلب و همچنین با مطالعه تاریخ ملل و اقوام مختلف، به طور قطع درمییابیم که بودن دین به مراتب بهتر از نبود آن است. و برای زنده کردن دین با تکیه بر قرائت اخلاقی-عرفانی از دین، سیمای حقیقی و دلپذیر آن را به نمایش بگذاریم. یکی از اهدافی که در پژوهش دنبال شده نیز همین امر است.
گمان میکنم که این چهار دلیل درباره ضرورت انجام این گونه تحقیقات، متقاعد کننده باشد.
و امّا از جمله آثاری که اختصاصاً درباره زندگانی و شخصیت و فضائل نخستین خلیفه جهان اسلام نگاشته شده، میتوان به کتابهای: فضائل الصدّیق از ابوطالب العشّاری، فضائل الصدّیق الغازی، فضائل ابی بکر ابن الجوزی، مناقب خلیفة رسول الله ابی بکر الصدّیق از ابوعبدالله محمّد بن مسدی، عمدة التّحقیق فی بشائر آل الصدّیق از شیخ ابراهیم عُبیدی، الرّوض الازهر فی مناقب الصدّیق الاکبر از محمّد ابراهیم سیحوتی، البرهان الانور فی مناقب الصدّیق الاکبر از ابوالخیر قزوینی، ابوبکر الصدّیق از عمر ابوالنّصر، ابوبکر الصدّیق از استاد محمّد رضا، ابوبکر الصدّیق از علی طنطاوی، بیت الصدّیق از سید محمّد توفیق بکری، مناقب الصدّیق از عبدالرّشید احمدسور، رسالة الصدّیق از نذیر احمد سیماب قریشی و ترجمه فارسی آن به قلم مولوی عبدالعزیز الله یاری بیرجندی، فضائل الصدّیق فی القرآن از عبدالقادر طلیمات، ابوبکر الصدّیق از کامل حسن المحامی، عمدة التّحقیق در شرح مرثیة امام علی بر ابوبکر صدّیق از سلطان محمّد فارمدی، ئه بوبهکری صددیق به زبان کردی از استاد حبیب محمّد سعید، وَجاءَ ابوبکر از خالد محمّد خالد که با سایر تألیفات این محقّق در یک مجلّد با نام خلفاء الرّسول به طبع رسیده است، عبقریة الصدّیق از استاد عبّاس محمود عقّاد و ترجمه فارسی آن با عنوان زندگی شگفت انگیز ابوبکر صدّیق و نیز اثر بی نظیر و ممتاز دکتر محمّد حسین هیکل وزیر فرهنگ سابق مصر موسوم به الصدّیق الاکبر و دو ترجمه فارسی آن به قلم استاد میرعبدالعلی شایق و دکتر محمّد مجدی، و در زبان انگلیسی میتوان به ابوبکر خلیفه اوّل از محمّد رشید فیروز ، ابوبکر خلیفه اوّل از سارا سلیم ، حضرت ابوبکر از عمران خان و ابوبکر نخستین خلیفه اسلام نوشته فضل احمد اشاره کرد. در زبان فرانسه، خلیفه اوّل ابوبکر نوشته ادوارد ساخاو ، پس از بررسی و مطالعه کتب ارزشمند نامبرده، درمییابیم که هنوز این راه به پایان نرسیده و باید تحقیقات گسترده تری در این مورد انجام شود و مطالب عمیقتری درباره بیوگرافی و شخصیت دوّمین چهره برجسته دین اسلام، کشف و بیان گردد.
مطلب دیگر اینکه عمده منابعی که درباره تاریخ اسلام و زندگانی بزرگان آن موجود است، بیشتر شأن تقویم نگاری دارند تا شأن تحلیلی. یعنی کمتر به تحلیل مسائل تاریخی در چارچوب نظریه های جامعه شناختی، روانشناسی، فلسفی و سیاسی میپردازند و تنها وقایع ایام را روایت میکنند و پشت سر میگذارند. در حالی که علم تاریخ -در عین خودمختاری- یک علم مصرف کننده است و نظریه های خود را از علوم دیگر اخذ میکند. اگر یک مورّخ به علوم دیگر انسانی بی توجّه باشد، در محدوده ذکر ایام و حوادث باقی میماند که این نقطه ضعف مخصوصاً در بیشتر آثار مورّخین متقدّم دیده میشود. البته تنها استثناء در این مورد، تاریخ العبر تألیف علاّمه عبدالرّحمن بن خلدون (م.808) است که با توجّه به نگرش جامعه شناسانه ای که این متفکر بزرگ به مسائل دارد، در تحلیل مباحث تاریخی نیز از تئوریهای جامعه شناختی به خوبی بهره میگیرد.
 

تصویر روز

Pic of the day